بر مبناي اين اطلاعات، چهار عامل اصلي در اينكه دولت امريكا در اين مقطع خاص، چنين تصميمي اتخاذ كرده دخيل بوده است:
۱- نخستين دليل مربوط به معامله پشت پرده‌اي است كه درباره موضوع ايران ميان اسرائيل و امريكا رخ داده است. منابع امنيتي در تهران عقيده دارند روابط گروهك منافقين با اسرائيل بسيار گسترده و عميق است و اين گروهك تقريباً در تمامي عمليات‌هاي اطلاعاتي اين رژيم عليه ايران در دو سال گذشته دخيل بوده است. يكي از درخواست‌هاي صهيونيست‌ها در مذاكرات راهبردي با دولت امريكا در يك سال گذشته اين بوده است كه امريكا نام گروهك منافقين را از فهرست گروه‌هاي تروريستي وزارت خارجه خود خارج كند تا اين گروه بتواند با آزادي عمل بيشتري درامريكا به فعاليت بپردازد. در واقع به نظر مي‌رسد اين مورد از جمله امتيازهايي است كه اوباما به نتانياهو تقديم كرده تا اسرائيل اندكي از موضع منفي خود نسبت به وي در آستانه انتخابات نوامبر بكاهد. 

۲- مسئله دوم اين است كه مجموعه‌ اطلاعات نشان‌دهنده آن است كه منافقين هم درحوزه جاسوسي و جمع آوري اطلاعات و هم در حوزه عمليات، جزو شركاي مهم سيا در عمليات‌هاي اطلاعاتي عليه ايران محسوب مي‌شود. اگرچه ارتباطات منافقين با موساد مستحكم‌تر است اما سيا در بسياري از عمليات‌هاي خود عليه ايران از اين گروهك استفاده كرده است، بنابراين به نظر مي‌رسد خروج از فهرست گروه‌هاي تروريستي به نوعي جايزه همكاري با سيا و موساد بوده كه به اين گروهك اعطا شده است. 

۳- مسئله سوم به لابي قدرتمند منافقين در واشنگتن به ويژه در كنگره مربوط است. اطلاعات بسياري وجود دارد كه مي‌توان از آنها نتيجه گرفت كه منافقين با هزينه كردن مقدار قابل توجهي پول –كه منشأ آن اسرائيل و سعودي بوده- بسياري از نمايندگان كنگره و همچنين تعداد زيادي از مقام‌هاي سابق امريكايي از جمله افرادي مانند جيمز جونز مشاور امنيت ملي اوباما در دو سال اول را به حاميان جدي خود تبديل كرده‌اند. 

۴- آخرين مسئله به سياست امريكا براي راه اندازي يك فتنه جديد در ايران قبل از انتخابات سال ۹۲ مربوط است. برخي كارشناسان عقيده دارند امريكا به اين جمع بندي رسيده است كه اگر در پي راه اندازي يك ناآرامي جديد در ايران باشد، منافقين ابزار مهمي براي تحقق اين هدف خواهند بود. يك ارزيابي اوليه نشان مي‌دهد امريكا چند توقع مهم از منافقين دارد:
نخست- تعميق و دقيق‌تر كردن ارزيابي‌هاي اطلاعاتي امريكا از محيط داخلي ايران از طريق گسترش عمليات جاسوسي در داخل ايران
دوم- مشاركت در به نتيجه رسيدن پروژه وحدت گروه‌هاي مختلف اپوزيسيون
سوم- احياي توان عملياتي خود براي حضور مؤثرتر در مرزهاي ايران به ويژه در خاك آذربايجان
چهارم- ارتباط‌گيري با گروه‌هاي مختلف در داخل ايران در پوشش‌هاي مختلف.